تبلیغات
ساخت كد آهنگساخت كد موزیک آنلاین
جاوا - عزرائیل در تاکسی ! Online User

چت روم


دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین

در حال بارگذاری...
جستجو در عناوین مطالب
عزرائیل در تاکسی !
دوستی می گفت می خواهم داستان واقعی برایت تعریف کنم و گفت:
 
مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه ، مسافر صندلی جلو میشینه
 

یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه : آقا منو میشناسی ؟
 
راننده میگه : نه
 
در این زمان راننده برای یک مسافر خانم که دست تکان میده نگه میداره
 
خانومه عقب میشینه
 
مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی ؟
 
راننده میگه : نه. شما ؟
 
مسافر مرد میگه : من عزرائیلم
 
راننده میگه : برو بابا هالو گیر آوردی ؟
 
یهو خانومه از عقب به راننده میگه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین ؟!!!
 
راننده تا اینو میشنوه شوکه میشه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه .
 
بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن… نمی دونم چرا ، اما با شنیدن این داستان ناخودآگاه یاد این جمله حکیم ارد بزرگ افتادم : در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .

نوشته شده توسط: amin mosavi  روز شنبه 22 بهمن 1390 در ساعت 09:16 ب.ظ | نظرات()
مطالب پیشین (آخرین پست های ارسالی)
 :: اس ام اس های دلشکسته
 :: اس ام اس حالگیری به پسرها
 :: جک
 :: عزرائیل در تاکسی !
 :: انشاء....
 :: ریسک (داستان طنز)
 :: ترنم........؟
 :: شعر طنز
 :: هیچكس در دل تاریكی شب
 :: گلچین شعرهای زیبا
 :: تشخیص عشق واقعی
 :: فیلتر شکن
 :: مشعل
 :: آنلاین بازی
 :: چگونه در حداقل زمان به اندامی متناسب دست یابیم


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما


کد پخش زنده برای سایت شما

Online User
<